خرید بک لینک

(شعشهٔ صبح)

شمع فلک اکتساب آینه منظور

هست مدام از رخ نکوی تواش نور

دل چو سپندت به ناز چهره بسوزم

تا که شود چشمهای بد ز رخت دور

نور جبین است یا که شعشه ی صبح

زلف سیاه است این و یا شب دیجور

گر ندهی کام دل از آن لب جانبخش

میکشدم حسرت لبت به لب گور

گر نشود دل به یک نگاه تو تسلیم

گو چه کند با ستیز ترک سلحشور

وقت شبیخون رسید و لشکر غم را

در چمن افراخت گل چو رایت منصور

ساقی اگر نیست در پیاله تو را مِی

مست عتابم نما ز دیده ی مخمور

کرده عتابت سرای دل همه ویران

هم ز خطابت حصار دل شده معمور

شادروان میرزا مهدی مسجدی قمی

http://masjediqomi.blogfa.com


برچسبها: میرزا مهدی مسجدی قمی, شعشعهٔ صبح, غزل

برچسب: نویسنده: سارا رنجبر تاريخ: شنبه 20 آبان 1396 ساعت: 22:47

صفحه بندی